تبليغاتX
LOVE

   اولین سالگرد دوستیمون مبارک

                     هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من هیچ وقت فکر نمیکرم ۱ سال با هم باشیم یعنی اصلا از اول

یادته من موافق نبودم با هم دوست شیم اما شدیم الانم اصلا پشیمون

نیستم و امیدوارم هیچ وقت از این دوستی پشیمون نشیم

یادش بخیر اولین روزیکه همدیگرو دیدیم چقدر بچه بودم من

همون اولین روز تو کادوی تولدم هم به من دادی آخه ۳روز دیگش تولدم بود یادته؟

ولی باورم نمیشه از دوستیمون ۱سال گذشته باشهچقدر زود!

همیشه دوستام میگفتن ما ۱سال یا ۲سال با یه نفر دوستیم تو دلم میگفتم اوووووووووووووو ۱سال!!! چطور باهم هستن از هم خسته نمیشن تکراری نمیشن؟؟؟؟

اما امروز به این نتیجه رسیدم ایام دوستی زود میادو میره

به نظرت ما تا کی با همیم؟ یعنی تا کجا با هم میمونیم؟۲سال ۳سال...یا جدایی

به نظرت من سال دیگه هم سالگرد دوستیمونو بهت تبریک میگم؟؟

خیلی دوست دارم بدونم.........




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


عزیزم....

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه

                دیوار اتاقمون پر از عکس میشه...

   *اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه

                که نمیتونی عکسش رو به دیوار بزنی!!!




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:41 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


اولين علامت عشق

 احساس شديد هيجان موقعيه که يا با فرد مورد نظر هستيد و يا دارين تلفني باهاش حرف ميزنين و يا اينکه حتي دارين بهش فکر ميکنيد.


دومين علامت عشق

 احساس بيقراري و دلتنگي


سومين علامت عشق

 تغيير شخصيت شماست! آدمهاي عاشق معمولا خيلي مهربون ميشن, احساس شادي الکي ميکنن و دلشون ميخواد که به همه خوبي کنن


چهارمين علامت عشق

 لطيف شدن احساسات شماست. مثلا آدمي که تاحالا کمتر از متاليکا گوش نميکرده يه دفعه ميره و رو گوش ميده. يعني شما ناخودآگاه به آهنگها و اشعار و داستانهاي عشقي علاقه مند ميشين و معني خيلي از چيزها رو که تاحالا نميفهميدين متوجه ميشين! حس شاعريتون گل ميکنه و اعصاب بقيه رو با شعراتون خط خطي ميکنيد.


پنجمين علامت عشق

 قفل شدن ذهن شما روي اون فرد است! شما ديگه هر 2 ثانيه يه بار به اون فکر ميکنيدوتمرکز حواستون به طرز بدي مختل ميشه و ذهن شما پر ميشه از سوالات عجيب غريبي مثل "اونم منو دوست داره؟", "الان داره چکار ميکنه؟", "داره با کي حرف ميزنه؟", "به چي فکر ميکنه؟" آدمهاي عاشق معمولا بيشتر اوقات به معشوقشون فکر ميکنن


ششمين علامت عشق

 ديوانه بازيه! جدي ميگم! شما باور نميکنيد آدمهاي عاشق چه کارهاي عجيب غريبي که نميکنن. مثلا يه چيزي مثل دستمال کلنکس معشوقشونو مثل يه گنج نگه ميدارن؛ يا اگه يه عکس از طرف داشته باشن که ديگه تمومه, همش دارن به اون عکسه نگاه ميکنن! من مثلا پسر خيلي ترسويي رو ميشناختم که فقط به خاطر اينکه بتونه زير نور ماه عشقش رو ببوسه, از پنجره سه طبقه ساختمون يه خوابگاه دخترونه بالا رفته بود!


هفتمين علامت عشق

 احساس تملک و حسادت شديده! شما اصلا نميتونيد تحمل کنيد که اون بيچاره, ديگه با هيچ فرد غير همجنسي حرف بزنه.
خوب, اينا علامتهاي عشق بود. البته لازم نيست که همشون با هم و با تمام شدت اتفاق بيفتن! خودتون حتما ميتونيد که تشخيص بدين اين علامتها توي شما وجود داره يا نه؛ و اگه وجود داره, به خاطر عشقه يا يه چيز ديگه...

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


اولين علامت عشق

 احساس شديد هيجان موقعيه که يا با فرد مورد نظر هستيد و يا دارين تلفني باهاش حرف ميزنين و يا اينکه حتي دارين بهش فکر ميکنيد.


دومين علامت عشق

 احساس بيقراري و دلتنگي


سومين علامت عشق

 تغيير شخصيت شماست! آدمهاي عاشق معمولا خيلي مهربون ميشن, احساس شادي الکي ميکنن و دلشون ميخواد که به همه خوبي کنن


چهارمين علامت عشق

 لطيف شدن احساسات شماست. مثلا آدمي که تاحالا کمتر از متاليکا گوش نميکرده يه دفعه ميره و رو گوش ميده. يعني شما ناخودآگاه به آهنگها و اشعار و داستانهاي عشقي علاقه مند ميشين و معني خيلي از چيزها رو که تاحالا نميفهميدين متوجه ميشين! حس شاعريتون گل ميکنه و اعصاب بقيه رو با شعراتون خط خطي ميکنيد.


پنجمين علامت عشق

 قفل شدن ذهن شما روي اون فرد است! شما ديگه هر 2 ثانيه يه بار به اون فکر ميکنيدوتمرکز حواستون به طرز بدي مختل ميشه و ذهن شما پر ميشه از سوالات عجيب غريبي مثل "اونم منو دوست داره؟", "الان داره چکار ميکنه؟", "داره با کي حرف ميزنه؟", "به چي فکر ميکنه؟" آدمهاي عاشق معمولا بيشتر اوقات به معشوقشون فکر ميکنن


ششمين علامت عشق

 ديوانه بازيه! جدي ميگم! شما باور نميکنيد آدمهاي عاشق چه کارهاي عجيب غريبي که نميکنن. مثلا يه چيزي مثل دستمال کلنکس معشوقشونو مثل يه گنج نگه ميدارن؛ يا اگه يه عکس از طرف داشته باشن که ديگه تمومه, همش دارن به اون عکسه نگاه ميکنن! من مثلا پسر خيلي ترسويي رو ميشناختم که فقط به خاطر اينکه بتونه زير نور ماه عشقش رو ببوسه, از پنجره سه طبقه ساختمون يه خوابگاه دخترونه بالا رفته بود!


هفتمين علامت عشق

 احساس تملک و حسادت شديده! شما اصلا نميتونيد تحمل کنيد که اون بيچاره, ديگه با هيچ فرد غير همجنسي حرف بزنه.
خوب, اينا علامتهاي عشق بود. البته لازم نيست که همشون با هم و با تمام شدت اتفاق بيفتن! خودتون حتما ميتونيد که تشخيص بدين اين علامتها توي شما وجود داره يا نه؛ و اگه وجود داره, به خاطر عشقه يا يه چيز ديگه...

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


 

باران
بارون قشنگ ابرها تورو یاد من میاره

مثل اشک هایی که آروم از دو تا چشمام می باره

با صدای رعد و برقش یاد خنده هات می افتم

یاد خنده های نازت

یاد حرفایی که گفتم یاد چشمای تو بودم

وقتی برق اون درخشید

یاد برق چشم نازت که دلم براش می لرزید

تو مثل طراوت گل تو یه شبنم روی برگی

تو مثل شوق دویدن زیر بارون تگرگی

تو مثل خواهش بارون تو شب های بهاری

مثل لالایی بارون رو یک سقف قطاری

من خیلی بارون دوست دارم.همیشه بارون میاد بیشتر آدمها

میگن بارون چیه غمگینه ولی من خیلی خیلی بارون دوست دارم

اصلا زمستونو بیشتر از تابستون دوس دارم. البته به نظرم بهترین ماه های سال ماه مهره اگه گفتین چرا؟؟

چون من مهر ماهی هستم

من مهر به دنیا اومدم . مهر ماهی ها خیلی مهربونن مثل من

البته تعریف نباشه ولی خداییش مهر ماهی ها مهربونن تو دلشون هیچی نیستالان تو میگی باز از خودت تعریف کردیخوب تعریف دارم دیگهاگه نداشتم که منو انتخاب نمیکردی




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


الآن تو برام زنگ زدی مغازه بودی فردا میخوای بری

منم ۳شنبه میرم تبریز . الآن گفتی میخوای بهت ترکی یاد بدم من بلدم منم گفتم نه چون بلد نیستی سر کارم میزاری مثل اون دفعه(وای چقدر بد سر کار رفتم تو عمرم تا حالا اینجوری سر کار نرفته بودم مخمو کار گرفته بودی داشتی الکی به من ترکی یاد میدادی منم چه زود باور کردم) دیگه الان هواسم بود....

هنوز بهت نگفتم دارم برات وبلاگ درست میکنم میخوام سوپرازت کنم

برم ادامه ی وبلاگو برسم.......




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


انتظار

مي دونيد چرا ما آدما اغلب ديگرون رو درک نمي کنيم؟چون ما اکثرا خودمون رو توي کلبه دلمون

زندوني کرديم و آدما رو از پشت شيشه چشامون از دور خيره ميشيم ....اين خيلي بده.......قول

دادن آسونه ......يه کم فکر کنيم!


عشق ان نيست که به هم خيره شويم، عشق ان است که هر دو به يک سو بنگريم...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


من دیگه خسته شدم

من دیگه برم

کمرم داغون شد آخه ۲ ساعته روی این صندلی نشستم

همش بخاطر وبلاگی که دارم برات درست میکنم

آخه احتمالا چند روز دیگه میرم مسافرت (تبریز) اونوقت نیستم

الان باید فشرده به وبلاگم برسم دیگه...

خوب دیگه برم شب بخیر......... قربان شما ملیکا جون




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط .:. melika .:.


                                   ?    d0 you kn0w 

                                      ...i l0ve y0u

                                ?   d0 y0u l0ve Me      

                                ...i kn0w y0u l0ve Me

                                    s0 it's 4 y0u




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


 به چند سیانور احتیاج دارم.....!

نترس.....

بعد من هم زندگی وجود داره....

میدونی من الان دارم به این فکر میکنم اگه یه زمانی من خودکشی کنم

تو چیکار میکنی؟

البته راستش من از خودکشی میترسم

اما اگه یه زمانی پیش بیاد که تصمیم به خودکشی بگیرم ترجیح میدم

از روش قرص استفاده کنم چون راحتره میخوری یه لیوان آب هم پشتش همین.اما روش های دیگه مثل رگ زدن و آویز کردن ترسناکه. البته امشب که دارم این حرفارو میزنم تصمیم به خودکشی ندارم ولی در کل دوست دارم بدونم یه زمانی خودکشی بکنم چیکار میکنی؟

البته میدونم تو هم بدون من دیگه نمیتونی ادامه بدی

خداییش فکر نکنم دیگه بدون من بتونی زنده بمونی

چون دوستم داریهمونطور که من دوست دارم

پس دیگه هر دومون بی خیال خودکشی بشیم باشه عزیزم؟

آفرین پسر من

ولی بعدا یعنی وقتی اومدی وبلاگمو دیدی به همون سوالم

اگه من خودکشی کنم چیچا(چیچا گفتم به قول علیرضا که همیشه میگه) میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟

                      




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


داستان ها و عکس هایی از قلب من و تو
تو اين قلبها يكيشو قلب منه

يكيشونم قلب توقلبها

قلبه من دو الان پس از چند روز رفته تو موشت یه بنده خدایی!! حالا کی بماند

sd

دست عجب آدمی هم که اینجور سوراخ سوراخش کردش نگاه!!!

ghalbe sorakh sorakh shode ku

بعضی وقت ها ا هم با تبر میوفته به جونه قلبم...

بعدشم برایه اینکه سرپوش بزاره  و (خرم کنه و...) می دوزتش

s

اگه حال نداشته باشه با چسب زخم می چسبونه...




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


 listen and silent are two words whit same alphabets and are very important

طلوع من

پس از آن غروب رفتن
اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر
تو بيا شروع من باش

شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جاي پاي
گريه هاي آخر من

اسمتو ببخش به لبهام
بي تو خاليه نفسهام
قد بکش تو باور من
زير سايه بون دستام

خواب سبز رازقي باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب
تو طلوع زندگي باش

من پر از حرف سکوتم
خاليم رو به سقوطم
بي تو و آبي عشقت
تشنه ام کوير لوتم

نميخوام آشفته باشم
آرزوي خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

این شعر زیبا هم برای تو چون میدونم دوست داری برات گذاشتم




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


 آدمها مثله کتاب می مونن1

از روی بعضی ها باید مشق نوشت

از روی بعضیها باید جریمه نوشت

بعضی از أدمها رو باید چند بار خوند تا معنی شونو بفهمی

و بعضی آدمها رو باید نخوند

باید دور انداخت.

1

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


j

                                                                                      

                                                                                       

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


داستان...

خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود..

بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت شيريني خريد...

اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.

کنار دستش .اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود ..

وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم

هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت .

ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه

وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي ...چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟

آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد..

اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد...خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد.

در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما

وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>>

فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي

خريده بود تو کيفش گذاشته بود.

اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود

در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره

و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط .:. melika .:.


جالب و خواندنی....

شناخت پسران در سنین مختلف

در سن 14 سالگی : تازه هرو از بر تشخیص می دن (اول بد بختی)

در سن 15 سالگی : یاد می گیرن تو خیابون به مردم نگاه کنن ......از قیافه خودشون

بد شون میاد

در سن16سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن ،تکنو می زنن..حرف هم نمی زنن داد می

زنن... با راکت تنیس هم گیتار می زنن.

در سن17 سالگی : یه کمی مثلا ادم می شن فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن یادش

بخیر اون روزها که تکنو نبود راکن رول می خونن

درسن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عا شقش می شن ... آخ آخ ... اهنگ

های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه

سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو درآن واحد داشته باشند... تیز می شن...

ابی گوش می دن

سن20 سالگی : از همشون رو دست می خورن ... ستار گوش می دن که نفهمن چی شده

سن 21سالگی : زندگی رو غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن

سن 22 سالگی : می فهمن که زندگی همش عشقه... دنبال یه ادم حسابی می گردن

سن 23 سالگی : یکی رو پیدا می کنن اما مرموز می شن... دیدشون عوض می شه

سن 24 سالگی : نه... اون با یکی دیگه هم دوسته ... اصلا لیاقت عشق منو نداشت

سن 25 سالگی : عشق سیخی چنده؟ طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه

بدنیست

سن 26سالگی : این یکی دیگه همونیه که همه عمرم می خواستم... افتخار میدین غلا

متون باشم؟

سن 27سالگی : آخيش

سن 28 سالگی : کاشکی قلم پات می شکست وخواستگاری تو نمیومدم

شناخت دختران در سنین مختلف

سن 14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چه طوری؟ میگفتن ... خوبم مرسی...

حالا میگن مرسی خوبم

سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام... میگن علیک السلام

سن 16سالگی: یعنی یه عشق واقعیند... فردا صبح هم میخوان خود کشی کنن... شوخی هم

ندارن

سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ریزن... بهشون بی وفایی شده

سن 18سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق... توی خیابون جلوی پاشون هم نگاه نمی کنن

سن 19 سالگی : از بی توجهی یه نفر رنج می برن ... فکر میکنن اون یه ادم به تمام

معناست

سن 20سالگی: نه ، نه اون منو نمی خواست اخرش منو یه مهندس می گیره ...

سن 21سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط

سن 22 سالگی : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیلکرده باشه ، قد بلند باشه،

خوش لباس باشه، ... آخ که چی نباشه

سن 23 سالگی: همه ی خواستگارا رو رد می کنن

سن 24 سالگی: زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا اصل و نصبش کی باشه فقط پولدار باشه

ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه

سن 25 سالگی : خیلی هم دلشون بخواد

سن 26سالگی : یه نفر میاد همین خوبه

سن27 سالگی : آخيش

سن 28سالگی : کاش قلم پات می شکست و خوا ستگاری من نمیومدی




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط .:. melika .:.


برای دوستان گلم....

عشق ورزیدن را از کویر بیاموز که دریا بودنش را به خورشید بخشید.

اگه کسی رو دوست داری براش نه ستاره باش نه آفتاب چون هر دوشون زودگذرن پس براش آسمون باش که همیشه بالای سرش باشی....

زندگی را از دریا بیاموز که برای به آغوش کشیدن ساحل آرام و قرار ندارد.

مهم نیست که زیبا باشی زیزیباست که مهم باشی

نیا این جوریه دیگه: اگه گریه كنی میگن كم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشكنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست...

 

زندگی :

به من می گفت :(( زندگی بهانه ایست برای ماندن ، زندگی قصه ایست برای خواندن ، زندگی جاده ایست برای رفتن )) اما من بهش گفتم : (( زندگی بهانه ایست برای ماندن و قصه ایست برای خواندن ، ولی جاده ای نیست برای رفتن ، بلکه زندگی مانند جاده ای است که در انتهایش بر روی تابلو نوشته شده :دور زدن ممنوع ))

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

 با تو هستم که عاشقی:

کسی که عاشق می شه از هیچی نمی ترسه، وکسی هم که می ترسه هیچ

وقت عاشق نمی شه




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط .:. melika .:.


برای تو که دوستت دارم....

www.3jokes.com - عکس های خنده دار جوك اس ام اس

یادت :

صبح ها به یادت از خواب بر می خیزم ، غروب ها به یادت اشک می ریزم و شب ها با یادت به خواب فرو می روم پس من که باید همیشه با یادت زندگی کنم ، کی می رسد که ساعتی فقط با تو زندگی کنم.....

 

سکوت:

 اکنون که می نویسم از تمام شب های شب هایم تنهاترم

از همه ی آدم های دلتنگ،دلتنگ ترم

امشب همه ی غصه های دنیا روی دلم سنگینی می کند

دلم میخواهد فریاد بزنم،فریادی که همه ی دلتنگی های

دنیا را معنا کند.اما مگر میشود دلتنگی ها را فریاد زد؟

باید سکوت کرد. آری باید با سکوت،همه چیز را فریاد زد.......................

عزیزم دلم خیلی برات تنگ شده میدونم تو هم دلت برام تنگ شده.... امشب هر دومون یه جورایی دلتنگ همدیگه شده بودیم....

به هم sms دادیم و از دلتنگی هامون گفتیم.... یادته؟

 

 

فرشته ها روی زمین وجود دارن اما بهشون میگن دوست... عزیزم دوستت دارم....

 

بزرگتزین آرزوی من اینه که بزرگترین آرزوی کسی باشی که دوستش داری...

 

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند و از نفست گرمی می گیرند و به امید تو زنده هستند....

 

هر وقت دلم برات تنگ میشه میام پشت قلبت وای میایستم و در میزنم پس هر وقت دیدی که قلبت میزنه بدون دلت برام تنگ شده....

 

دلم میخواد بهترینو بدترین لحظه هامو در کنار تو باشم چون بدترین لحظه هام هم با وجود تو بهترین لحظه هاست.....

 

خدا بهترین نعمت هاشو به بهترین بنده اش میده..من که بهترین خدا نبودم پس چرا تورو به من داد....!!!

 

کسی که خیلی دوست داره همیشه نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش. راستی عزیزم مواظب خودت باش....




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط .:. melika .:.


 bi to na omoor jahan lang mishe , na beine zamin o asemoon jang mishe,na kooh ab mishe na ab sang mishe,faghat dele man barat tang mishe

Boro sare mikroskop........rafti...........chi mibini............ye zare kochik............midoni chiye???...............are???.............yekam fekr kon..................un dele mane ke barat 1 zare shodeee

man ye livan chaye dagh ro be to tarjih midam ch0n chay faghat zabanam ra misoz0neh vali t0 delamo mis0z0ni

sedato baram sms kon , ba negahet baram miss bendaz , ba ghalbet behem zeng bezan , ghalbam roo vibrast ta man barat ye boos bluetooth konam to bezary ro backgrand lopet




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط .:. melika .:.


  HappY WeadinG

                     




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط .:. melika .:.

کد آهنگ در وب نوا

خوش اومدي